رمز و راز موفقيت - 24 ويژگي مديران بهره ور:
آيا شما مدير كارآمد و بهرهوري هستيد ؟
آيا ميدانيد مديران بهره ور چه
ويژگيهايي دارند ؟
به 2۴ ويژگي مديران بهره ور كه در پي ميآيد توجه كنيد و هر
كدام از اين ويژگيها كه در شما موجود ميباشد را علامت بزنيد .
اين ويژگيها چنيناند ؟
فرهنگ سازماني ؛ فرهنگ ملي و فرهنگ جهاني را به خوبي ميشناسد و براي رسيدن به
توسعه فرهنگي با دانايي عمل ميكند .
به تمام زواياي كار و محيط پيرامون خود نگاه سيستمي و شبكهاي دارد .
به نيازهاي انساني كاركنان توجه دارد و به ارزش هاي والاي انساني ارج مينهد .
كاركنان را به كاربرد طيفهاي گوناگون دانش ( خرد ؛ معرفت )تشويق ميكند .
به هم افزايي ( سينرژي ) در فكر و عمل ؛ اعتقاد قلبي دارد .
زمينههاي اصلاح نگرشهامهارتهاو افزايش دانش خود و كاركنانش را فراهم ميآورد
صلاحيتهاي حرفهاي و فني دارد (در خصوص حرفه خود ؛ شانه به شانه آخرين فنون حركت
ميكند)
در پي اصلاحات است و ميداند اصلاحات را از كجا آغاز و در كجا متوقف كند .
مستمراً در پي شكوفايي استعدادهاي خود و كاركنانش است .
براي روشن ماندن موتور سازمانش ؛ همواره خود انگيخته و پرانگيزه عمل ميكند و
كاركنان را انگيزه مند ميسازد .
پيش قدم ؛ خود آغاز گر ؛ خود پيش برنده ؛ خود ناظر و خود ارزشياب است و ديگران را
نيز به اين امر دعوت ميكند .
رويارويي با مشكلات را دوست دارد و ميخواهد قابليتهاي خود و كاركنانش را در اين
زمينهها بيازمايد
هدف گرا ؛ فرايند گرا ؛ پيشرفت گرا و توفيق گراست .
چشم انداز مشاركتي دارد و افكارش را با كاركنان در ميان ميگذارد و از انديشههاي
خوب آنان براي ارتقاء سازمان بهره ميجويد .
موازنههاي معقولي بين استعدادها و انتظارات ؛ قابليتها ؛ امكانات و .......
برقرار ميكند .
مديريت اختلاف را به معناي واقعي ميشناسد و براي مشاجرات از طريق مذاكره و تعامل
عمل ميكند .
كارها را به نحو اثر بخش واگذار ميكند ( وظايف و مسئوليتها و اختيارات مناسب را
به طور صحيحي ؛ منطقي و به روشني تعريف ميكند .
براي رفع ؛ تنگناها ؛ محدوديتها ؛ خلاءها و نارساييها ؛ بيوقفه ميكوشد و
فرصتها و تهديدها را به خوبي ميشناسد .
تدابير پيشگرانه و تصحيح كننده را به خوبي تنظيم و اعمال ميكند .
پيوسته بر پيشرفت كارطراحي؛ برنامه هاي عملياتي ؛ بودجهها و هزينهها نظارت دارد و
به هدايت مستمر ؛ نظارت مستمر وارزشيابي مستمر كليه امور ميپردازد .
نوآوري و خلاقيت را در تمام سطوح كاركنان تشخيص ميدهد و زمينههاي پرورش و گسترش
اين خلاقيتها را فراهم ميآورد .
بحرانها را ميشناسد و در اوقات بحراني ؛ با شاخصها و پيچيدگيهاي معلوم و
نامعلوم ؛ با قاطعيت و مهارت برخورد ميكند .
دربرنامهريزيهاي راهبردي سازمان ؛ كارگروهي و بازخورد گرفتن از بدنه را يك اصل
ميداند .
به فن آوري ارتباطات
( ICT)
و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است .